سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
223
تاريخ ايران ( فارسى )
خود نزول ميكنند و محتمل است كه در آنجا هم زراعت داشته باشند . اين طوائف صحراگرد فوق العاده نادانند ، در خانه كه باشند از پله بالا رفتن اسباب وحشت ايشان است ليكن در كوهستان خودشان اشخاص رشيد و دلير ميباشند و در صورت لزوم براى تاختوتاز و زدوخورد يا تيراندازى و شكار گوزن و بز كوهى مستعد و حاضرند و كيفيات زندگانى ايشان را بسيار جسور و متهور و پرطاقت ساخته است . عقل حكم مىكند كه بسيارى از اهالى ماد و پارس از همين قبيل بوده و تا اندازهاى كه كيفيات آب و هوا و وضع زندگانى تغيير نيافته هرگاه قياس كنيم كه مردمانى آزاد و جنگى و مردانه مانند چادرنشينهاى امروزى بودهاند بخطا نرفتهايم و يقينا بعضى از قبائل حاليه از اعقاب همان جماعت ميباشند . يونانيان معاصر ايرانيان قديم هم همين عقيده را دربارهء احوال ايشان داشته و ديگر يونانيان در محافظت خاك خود در مقابل دولت پارس آوازه و نام جاويد يافتهاند . پارسيان دلاور و شجاع هم كه باوجود بدى حربه و اسلحه در جنگ پلاته نيزههاى يونانيان را شكسته از جان گذشتند و خواستند راه براى خود باز كنند از نام و افتخار بىنصيب نماندند . عادات و رسوم مردانگى كه به صورت شجاعت و همت ظاهر مىشود بهترين پايه و زمينه است براى اينكه شخصى متصف بصفات حسنهء ديگر شود و تعليماتى كه ايرانيان بالاختصاص مىيافتند سوارى و تيراندازى و راستگوئى بود ، از استقراض نيز احتراز داشتند . مهماننواز و كريم و بخشنده و نظربلند بودهاند راجع بصفت ممدوحهء اخير ما اينرا بطور شاهد مثال ذكر ميكنيم كه هرودوت نقل مىكند يكنفر يونانى براى حفاظت كشتى خود كه بدست دشمن نيفتد آنقدر جنگ ميكرد تا اينكه بدنش ريش ريش ميشد . پارسيها اين شجاعت او را تقدير ميكردند و نگاه ميكردند اگر زخمهايش كشنده نيست آن را شسته و مىبستند و با او مانند يكنفر پهلوان سلوك ميكردند ، خريدوفروش را در بازار فرومايگى ميدانستند و حتى در اين ايام هم ايرانيهاى ذيشأن راضى بورود در دكان نميشوند .